چون به كتابهاى تاریخى مراجعه مىكنیم درمىیابیم كه شهادت امام رضا(علیه السلام) به دست مامون به وسیله سم، حتى در زمان مامون نیز امرى معروف و بر سر زبانهاى مردم بود. بطورى كه مامون خود شكوه از این اتهام مىكرد كه چرا مردم او را عامل مسموم كردن امام مىپنداشتند!
در روایت آمده كه هنگام مرگ امام(علیه السلام) مردم اجتماع كرده و پیوسته مىگفتند كه این مرد - یعنى مامون - وى را ترور كرده است. در این باره آنقدر صدا به اعتراض برخاست كه مامون مجبور شد محمد بن جعفر، عموى امام، را به سویشان بفرستد و براى متفرق كردنشان بگوید كه امام(علیه السلام) امروز براى احتراز از آشوب از منزل خارج نمىشود.(1)
ابن خلدون علت قیام ابراهیم فرزند امام موسى(علیه السلام) را آن دانسته كه وى مامون را متهم به قتل برادرش مىنمود. (2) ابراهیم نیز به اتفاق مورخان به دست مامون مسموم گردید. برادرش نیز زید بن موسى كه در مصر شورش كرده بود به دست همین خلیفه مسموم شد. اینكه یعقوبى نوشته كه مامون ابراهیم و زید را مورد عفو قرار داد (3) منافاتى با آن ندارد كه مدتى بعد با نیرنگ به ایشان سم خورانیده باشد. چه آنان به خونخواهى برادر خود برخاسته بودند و عفو مامون یك ژست ظاهرى مىبود.
ادامه مطلب
طبقه بندی: مقالات رضوی، زندگینامه امام رضا(ع)،
ادامه مطلب
طبقه بندی: مقالات رضوی، زندگینامه امام رضا(ع)،
نخستین هدف
احساس ایمنى از خطرى كه او را از سوى شخصیت امام رضا(علیه السلام) تهدید مىكرد. شخصیتى نادر كه نوشته هاى علمیش در شرق و غرب نفوذ فراوان داشت و نزد خاص و عام - به اعتراف مامون - از همه محبوبتر بود. در صورت ولیعهدى، او دیگر نمىتوانست مردم را به شورش یا هر گونه حركت دیگرى بر ضد حكومت، دعوت كند.
هدف دوم
شخصیت امام باید تحت كنترل دقیق مامون قرار گیرد، و از نزدیك هم از داخل و هم از خارج این كنترل بر او اعمال گردد، تا آنكه كم كم راه براى نابود ساختن وى به شیوه هاى مخصوصى هموار شود. مثلا همانگونه كه گفتیم یكى از انگیزههاى مامون در تزویج دخترش این بود كه در زندگى داخلى امام مراقبى را بگمارد كه هم مورد اطمینان او باشد و هم جلب اعتماد بنماید.(1)
هدف سوم
مامون مىخواست امام چنان به او نزدیكى پیدا كند كه براحتى بتواند او را از زندگى اجتماعى محروم ساخته، مردم را از او دور بگرداند. تا آنان تحت تاثیر نیروى شخصیت امام، علم، حكمت و درایتش قرار نگیرند.
از این مهمتر آنكه مامون مىخواست امام را از شیعیان و دوستانش نیز جدا سازد تا با قطع رابطهشان با او به پراكندگى افتند و دیگر نتوانند دستورهاى امام را دریافت نمایند.
ادامه مطلب
طبقه بندی: زندگینامه امام رضا(ع)، مقالات رضوی،

حضرت امام رضا - علیه السلام - پس از شهادت پدر بزرگوارش، در سال 183 هجرى در 35 سالگى، عهده دار مقام مامتشد. دوره امامت ایشان بیستسال بود كه ده سال نخست آن با خلافت «هارونالرشید»، پنجسال با خلافت «محمد امین» و پنجسال آخر با خلافت «عبدالله المامون» معاصر بود.
با شهادت امام موسى كاظم(علیه السلام)، سیاست ضد علوى عباسیان با شكست مواجه شد. مردم بیش از پیش به اهل بیت عصمت(علیهم السلام) گرایش پیدا كردند و این گرایش حتى در میان خانواده خلفا و درباریان نیز رسوخ كرد. چنانكه گویند: زبیده، همسر رشید و نوه منصور و بزرگترین زن عباسى، شیعه شد و چون هارون الرشید از آن آگاهى یافت، سوگند خورد كه طلاقش دهد. روایت شده است كه وقتى جسد مطهر امام كاظم(علیه السلام) را به جمع پاسبانان حكومت آوردند و با سخنان زشت خبر مرگ آن بزرگوار را اعلام كردند، سلیمان، پسر منصور دوانیقى، فرزندان و غلامانش را فرمان داد جلوى این كار را بگیرند. او، خود، با پاى برهنه در پى جنازه حركت كرد و قضیه را كتبا به اطلاع هارون الرشید رساند. هارون در پاسخ گفت: اى عمو، صله رحم كردى، خداوند به تو پاداش نیك دهد؛ به خدا سوگند، سندى بنشاهك این كار را به دستور ما انجام نداده است.
همه این كارها به خاطر هراس از شورش علویان سامان یافت. چه اینكه سلیمان بن ابىجعفر نیز از برگزیدگان دولت عباسى بود. مؤید این سخن اظهارات هارون در پاسخ به یحیى بنخالد برمكى است. یحیى نخست در باره امام كاظم(علیه السلام) سعایت كرد و مقدمات شهادت آن حضرت را فراهم آورد؛ آنگاه در باره امام رضا(علیه السلام) به هارون گفت: پس از موسى بنجعفر پسرش جاى او نشسته، ادعاى امامت مىكند.
ادامه مطلب
طبقه بندی: مقالات رضوی، زندگینامه امام رضا(ع)،
تبلیغات 