برای مشاهده تصاویر روی عکس مورد نظر کلیک کنید
| رواق دارالحجه در راستای توسعه فضاهای سرپوشیده زیارتی و عبادی حرم مطهر، رواق دارالحجه با زیربنای حدود 7000 مترمربع در زیر صحن انقلاب اسلامی كه قدیمیترین صحن موجود در سطح اماكن متبركه است احداث گردیده است. دسترسی به این رواق از طریق دو ورودی اصلی در بستهای شیخ طوسی و شیخ حرعاملی میسر خواهد شد. علاوه بر ورودیهای مذكور، این رواق از طریق رواقهای دارالاجابه و دارالولایه، گنبد ا... وردیخان و دو ورودی فرعی واقع در صحن انقلاب اسلامی قابل دسترسی میباشد. |
مشاهده تصاویر
طبقه بندی: رواق های حرم امام رضا(ع)، عکس حرم رضوی(ع)،
شفایافته: سكینه بای. سن: 14 سال. اهل: گرگان. نوع بیماری: اعصاب، تشنج
دلم قرص بود كه آقا عنایتی میكند. باران میبارید. تند تند، این را از صدای شدید و مداوم ناودانها فهمیدم. به حتم بارانی سیلآسا میبارید، این وقت سال چنین بارانهایی در مازندران میبارید. بعضی وقتها دو یا سه روز پی در پی.
آب باران از كناره خیابان راه میگرفت و در ابتدای كوچه به داخل جوی آب شره میكرد. هر سال در چنین روزهایی در حیاط را میگشودم، جلوی در و در سایهسار هشتی مینشستم و (به انگشتان بلند باران كه بر روی زمین پشنگه میزد) خیره میشدم چه حظی میبردم از تماشا، سیر نمیشدم، آنقدر باران را دوست داشتم كه اگر تا شب هم میبارید مینشستم و از تماشا خسته نمیشدم.
اما حالا آنطور نیست، مثل آن روزها عاشق باران نیستم، وقتی باران میبارد جیرم میگیرد. از صدای پای باران بر بام خانه هراس دارم، از آهنگ شاد ناودانها متنفرم. وقتی كه باران میبارد حوصلهام سر میرود، از خود بیخود میشوم.
مخم درد میگیرد از شنیدن هر صدای كوچك جیرم در میآید، اعصابم به هم میریزد و دلم میخواهد با صدای بلند فریاد بكشم. دیگر صدای باران را دوست ندارم. وقتی كه باران بر شیشه پنجره اتاقم انگشت میكوبد، انگار كسی درون مخچه سرم مته میچرخاند. به یكباره حالم به هم میخورد، تشنج به هم دست میدهد، بدنم سخت میلرزد و فریاد میكشم.
ادامه مطلب
طبقه بندی: شفایافتگان،
دلم قرص بود كه آقا عنایتی میكند. باران میبارید. تند تند، این را از صدای شدید و مداوم ناودانها فهمیدم. به حتم بارانی سیلآسا میبارید، این وقت سال چنین بارانهایی در مازندران میبارید. بعضی وقتها دو یا سه روز پی در پی.
آب باران از كناره خیابان راه میگرفت و در ابتدای كوچه به داخل جوی آب شره میكرد. هر سال در چنین روزهایی در حیاط را میگشودم، جلوی در و در سایهسار هشتی مینشستم و (به انگشتان بلند باران كه بر روی زمین پشنگه میزد) خیره میشدم چه حظی میبردم از تماشا، سیر نمیشدم، آنقدر باران را دوست داشتم كه اگر تا شب هم میبارید مینشستم و از تماشا خسته نمیشدم.
اما حالا آنطور نیست، مثل آن روزها عاشق باران نیستم، وقتی باران میبارد جیرم میگیرد. از صدای پای باران بر بام خانه هراس دارم، از آهنگ شاد ناودانها متنفرم. وقتی كه باران میبارد حوصلهام سر میرود، از خود بیخود میشوم.
مخم درد میگیرد از شنیدن هر صدای كوچك جیرم در میآید، اعصابم به هم میریزد و دلم میخواهد با صدای بلند فریاد بكشم. دیگر صدای باران را دوست ندارم. وقتی كه باران بر شیشه پنجره اتاقم انگشت میكوبد، انگار كسی درون مخچه سرم مته میچرخاند. به یكباره حالم به هم میخورد، تشنج به هم دست میدهد، بدنم سخت میلرزد و فریاد میكشم.
ادامه مطلب
طبقه بندی: شفایافتگان،
.jpg)
برای مشاهده تصاویر روی عکس مورد نظر کلیک کنید
رواق دار الحفاظ
این بنای مجلل، در جنوب حرم مطهر، بین حرم و راهرو و مسجد گوهرشاد واقع شده است. همانگونه كه از نام آن پیداست، این رواق از قدیم محل تجمع حافظان قرآن و انجام مراسم خاص تلاوت كلام الله مجید و خطبه مخصوص حفاظ آستان قدس رضوی
مشاهده تصاویر
طبقه بندی: رواق های حرم امام رضا(ع)، عکس حرم رضوی(ع)،
زن حال و هوای عجیبی داشت؛ شور و التهاب و دلهره. چهره بیمار و تكیده
فرزندش را به خاطر میآورد، نفسش تنگ میشد و بغض راه گلویش را میفشرد.
بعد از مرگ پدر، علیرضا تنها كسی بود كه در این دنیا داشت و حالا علیرضای
یكی یك دانه با مرگ دست و پنجه نرم میكرد و او فقط شاهد آب شدن تنها
فرزندش بود. به هر جا كه فكر كنی سر زد و پیش هر دكتری رفته بود؛ حتی خونه
یادگاری شوهرش را با همه خاطرات شیرینش فروخته و خرج دوا و درمان كرده بود و
حالا تنها جملهای كه ذهنش را آزار میداد حرف دكتر علیرضا بود كه بعد از
آخرین شیمی درمانی، سرش را پایین انداخت و گفت: دیگر از ما كاری ساخته
نیست. حالا مادر او را پیش دكتری فرستاده كه سرآمد دكترای عالم است. دكتری
كه زیر میزی نمیگیرد، دكتری كه ویزیتش محبت و عشق و دلدادگی است و دوایش
رحمت و رأفت.
ادامه مطلب
طبقه بندی: شفایافتگان،
ادامه مطلب
طبقه بندی: شفایافتگان،
تبلیغات 
.jpg)